در دهههای گذشته، سیستمهای ساخت و ساز خشک مورد توجه بسیاری از پیمانکاران قرار گرفتهاند و در تکمیل بسیاری از ساختمانها و نماهای داخلی به کار گرفته شدهاند. در این مقاله به برسی مزیتها و مقایسه عملکرد این سیستم با روشهای سنتی (گچ بری و استفاده از ملاتها) میپردازیم.
مزایای ساختوساز خشک
سرعت و سهولت اجرا: اجرای درایوال بسیار سریعتر است؛ قطعات از پیش آمادهاند و فقط در محل نصب میشوند، در حالی که گچکاری سنتی نیاز به آمادهسازی ملات و چندین لایه اندود دارد . پروژههایی که با سیستم خشک انجام میشوند میتوانند در زمان بسیار کوتاهتری تکمیل شوند و برای برنامههای فشرده زمانی مناسب هستند.
کاهش وزن سازه: ساختارهای خشک به مراتب سبکتر از دیوارهای بنایی با اندود گچ هستند. کاهش بار مرده ساختمان مزیت مهمی محسوب میشود زیرا در حوادثی نظیر زلزله، نیروی کمتری به سازه وارد شده و احتمال خسارت و ریزش کاهش مییابد.
صرفه اقتصادی: در بسیاری موارد استفاده از درایوال از نظر هزینه کلی بهصرفهتر از روش سنتی است. هرچند قیمت مواد اولیه صفحات گچی ممکن است بالاتر از گچ خام باشد، اما سرعت اجرای بالاتر و نیاز به نیروی کار کمتر، هزینه دستمزد را کاهش میدهد. همچنین روش سنتی غالباً مستلزم هزینههای جانبی مانند جوشکاری توری رابیتس، میلگردگذاری برای سقف کاذب و خرید ابزارهای اضافه است که در سیستم خشک وجود ندارند.
سهولت در دسترسی به تاسیسات: از مهم ترین مزیتهای سیستمهای ساخت و ساز خشک فراهم شدن قابلیت دسترسی آسان به تاسیسات ساختمان است. در ساختارهای مبتنی بر ملاتها، دسترسی به تاسیسات نصب شده در بسیاری از موارد منجر به آسیب رسیدن به کل ساختار میشود که باعث میشود تعمیری جزئی به یک فرایند پر هزینه و زمان بر مبدل شود. این در حالی است که صفحات گچی به راحتی قابل برش خوردن هستند و تعمیرات میتوانند در زمان بسیار کم تری صورت گیرند. در سیستم سقف کاذب مشبک تنها به جابه جا کردن تایلهای گچی میتوان بدون هیچ هزینه مازاد به تاسیسات دسترسی یافت. افزون بر این فضای خالی دیوارهای جدا کننده امکان عبور آسان تاسیسات را ایجاد میکند.
سهولت در تعمیرات: یکی از مزایای مهم سیستم خشک، قابلیت تعمیر و تعویض سریع قطعات معیوب است. اگر بخشی از یک دیوار گچی پیشساخته آسیب ببیند، به سادگی میتوان همان قسمت را بریده و با قطعه جدید جایگزین کرد و سطح را مجدداً بتونه و رنگ کرد. این تعمیرات موضعی در زمان کوتاهی انجام میشود و نیاز به تخریب گسترده دیوار ندارد. در مقابل، در ترکخوردگی یا آسیبدیدن گچ سنتی، تعمیر ممکن است شامل کندن بخش آسیبدیده و اجرای دوباره ملات باشد که زمانبرتر و پرریسکتر است (تطابق با بافت قدیمی سختتر خواهد بود).
کاهش آسیب وارد شده به محیط زیست: در پروژههایی که از سیستم خشک استفاده میشود، پسماند کمتری در حین ساخت تولید میگردد؛ زیرا مصالح دقیقاً بر اساس ابعاد مورد نیاز برش میخورند و بسیاری از قطعات مازاد را میتوان در قسمتهای دیگر مصرف کرد. ضمن اینکه ضایعات گچبرگ و پروفیل فلزی قابل بازیافت هستند. اما در روش گچ و ملات سنتی، معمولاً مقدار قابل توجهی ملات مازاد در هر مرحله سفت شده و دور ریخته میشود و نخاله بنایی تولید میگردد که عمدتاً غیرقابل استفاده مجددند و باید به عنوان زباله ساختمانی دفع شوند.
در گذشته یکی از محدودیتهای سیستمهای ساخت و ساز خشک مقاومت پایین گچبرگها در برابر رطوبت در مقایسه با گچ بود. صفحات روکش دار گچی مناسب مناطق مرطوب نبودند و در چنین شرایطی ممکن بود بافت آنها خراب شود و موجب جدا شدن پوشش کاغذی از سطح آنها شود. گچبرگ MR به عنوان راه حلی کارآمد برای حل این چالش به بازار عرضه گردید.
مزایای ملاتها
دوام و طول عمر: با اینکه درای وال دهها سال ماندگاری دارد، از نظر ماندگاری و طول عمر ملاتهای سنتی برتری دارند. دیوارهای گچی سنتی اگر به درستی اجرا شده باشند، میتوانند سالیان طولانی بدون نیاز به تعمیر جدی باقی بمانند. البته باید توجه داشت که تعمیرات سیستمهای ساخت و ساز خشک و تعویض اجزائ آسیب دیده بسیار آسان تر از تعمیرات سیستمهای بر پایه ماتهاست.
عایق صوتی و حرارتی بهتر: دیوارهای بنایی اندود شده به دلیل جرم بالا به طور ذاتی عایق صوتی و حرارتی بهتری نسبت به دیوارهای جداکننده در ساخت و ساز خشک هستند. به همین دلیل در اکثر بناها عایقهای لازم در این ساختار تعبیه میشوند و یا از چند لایه گچبرگ استفاده میشود.
در اکثر ساختمانها و پروژههای معاصر، استفاده از سیستمهای ساخت و ساز خشک نسبت به ملاتها و گچ کاری ارجحیت دارد. به خصوص در ساخت سقف کاذبها که در تامین امنیت ساکنین در هنگام زلزله تاثیر اساسی دارد. کاهش نیاز به نیروی انسانی و هزینههای مازاد باعث شده است بسیاری از انبوه سازان و پیمانکاران این روش را جهت تکمیل پروژههای خود مد نظر قرار دهند.